
سير تاریخ دولت در ايران (يادداشت 5)
سازمان دودماني، محور ادارۀ امور عمومي تمركزگرا
محمد آریا نژاد – دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
در آغاز پیدايش و بناي دولت ماد براي اخذ تصميم، اهم برنامه هاي سیاسی و نظامی کشور در انجمنی از بزرگان و سالخوردگان دودمان ها که پادشاه ماد نيز يکی از پيوستگان آن به شمار مي رفت، به گفتمان و شورا گذاشته میشد اما گذر زمان، تحول مناسبات، مسألۀ قدرت، كسب سود و منفعت فردي و ضرورت تسلط بر منابع، سبب گرديد بتدريج نیرومندی و نقش انجمن مادي کاهش يافته و در مقابل نفوذ و نیروی پادشاه ماد فزوني يابد…
درهم تنيدن فرهنگ هاي چندگانه
با سپري شدن و به سرآمدن زمانۀ سامانه هاي دولت شهري پراكنده، دودمان هاي مادي، پيش قراولان دولتي فراگير و يكپارچه گشتند تا دستگاه ادارۀ امور عمومي را دقيق تر پياده سازي، اجرا و به حركت وادارند. دورۀ ماد روزگار آمیزش فرهنگ های چندگانۀ فلات ايران و پیدايی و بنیاد گرفتن نخستین نطفه های فرهنگ فراگير ايرانی است؛ در اين آمیختگی فرهنگی و نژادی که در پهنه جغرافیايی ماد رخ داد، فرهنگ آريايی کُهن ايرانی نژاد و فرهنگ بومی میانرودانی مآب مردمان زاگرس، بیش از همه نقش آفريني كردند (ملکزاده، 1376:175) به گونه اي كه در سده های پايانی هزاره سوم پیش از میلاد، گروه های نژادی بخشهای غربی فلات ايران، گذشته از پیوندهای اقتصادی و فرهنگی، بر مفاهيم مرزباي و حدود قلمروي تأكيد بيشتري ورزيدند و جنگاوران آنها گه گاه با مردمان میانرودانی به نبردهای سختی دست گشودند (دياکونف، 1371:130-99)
مادها در دوره نیرومندی، سرزمین پارس، اورارتو، بخشهايی از سرزمین آشور، کاپادوکیه، آناتولي، خراسان و گرگان، و شايد بخش هايی از سیستان تا هرات يا خوارزم و سُغد را هم به گستره پادشاهی خود افزوده باشند (ريچارد فراي 1382: 130-132). در سرزمین های مادنشین دودمان هاي کوچک و بزرگ زيادی پراکنده و ساختار جامعۀ مادي ساختاری شبه قبيله اي بود اما همسايگان آنها همه مردم سرزمین ماد را مادی می خواندند. در متن های آشوری بدون اشاره به نام دودمان هاي مادی، از مادها همچون گروهی شناخته شده و نیرومند و با عنوان هايی چون مادهای دور دست، مادهايی که در نزديکی بیابان نمک هستند، مادهای نیرومند، مادهايی که در نزديکی کوه هستند و مادهای شرق ياد شده است (زرينکوب، 3164 ،ج3 :83)
تحلیل حاضر سندي براي اين مدعا است كه مادها را ميتوان بنيانگذار دولتي فراگير در نظر آورد. حكومتي كه دولتمردانش تلاش نمودند ساختار اداري منظم و قدرتمندي براي ادارۀ امور عمومي اين پهنۀ گسترده، پيريزي نمايند. کوهستانهای زاگرس، نیمه غربی و شمال غربی ايران در چشم آشوريان منبع پايان ناپذير منابع طبیعی و معدنی و دارايی های گرانبها بود. از اينرو جنگاوران آشوری در میانه سده های دهم تا هفتم پیش از میلاد بارها و بارها به کوه های زاگرس تاختند. در اين دوره مادها به سبب پراکندگي در دهکده ها و دژهای کوچک، توان رويارويی با نیروی سازمان يافته و سپاهیان ورزيدۀ آشوری را نداشتند (دياكونوف،1371: 149-162) بايد پذيرفت بنیانگذاری اتحاديه دودمان هاي ماد و پديد آمدن پادشاهی متحد ماد، نتیجۀ هم انديشی و کوشش مردمانی است که برای رويارويی با تاخت و تازهای سهمگین آشوريان، در غرب و شمال غربی فلات ايران گرد آمده بودند (جليليان، 1396) يعني مسألۀ تأمين امنيت، پاسداري از دارايي و اموال و حفظ و نگهداشت منابع، از مهمترين دستاويزها و محرك هاي تمدني براي برپايي يك سازمان مقتدر در كالبد دولت فراگير ماد به شمار ميروند.
سازمان دودماني كاره، محورِ ادارۀ امور عمومي باستاني
يكپارچگي و فراگيري دولت ماد، سيستم ادارۀ امور عمومي را متحول و دگرگون ساخت. متغيرهاي نوين، ريخت ارتباطات و چارچوب تعاملات پيچيدۀ جامعۀ مادي را به چالش كشيد. بتدريج فاصلۀ قدرت بين دولتمردان و شهروندان فزوني يافت؛ در ساختار و سلسله مراتب اجتماعي جامعه مادی، کوچکترين بخش نَمانه (خان و مان) بود. از پیوند و اتحاد چند خانواده با هم يک دوده يا تیره پديد میآمد که ويس نامیده میشد. سالخورده ترين هموند يک ويس، به سرکرده و ويسپئیتی(خداوند ويس) نامبردار ميگشت. در نوشته های آشوری از شمار زيادی خداوندان (سركردگان) در سرزمین ماد، ياد شده است. با به هم آمیختن چند دوده يک زنتو پديد می آمد و سرکردۀ آن زنتوپئیتی (خداوند قبیله) نام ميگرفت. در سده های هشتم و هفتم پیش از میلاد، سازمان زنتويي در ادارۀ امور عمومي مادها، نقش چشمگیری داشته است. چند زنتوي خويشاوند در سرزمینی گرد هم می زيستند که به آن دهیو و به فرمانده آن دهیوپئیتی (خداوند دهیو) میگفتند و پيشران فرمانهاي هگتانه در اين اقليمها به شمار ميرفتند(همان، 175-179)
بر اساس سنگنوشته داريوش در بيستون، ساختار جامعه ماد همانندی فراوانی با ساختار جامعه پارسی داشته و به ويژه کاره، در ساختار جامعه مادی نقش چشمگیری ايفا نموده است (همان، 299). واژه کاره به دو معنای مردم آزاد جامعۀ ماد و سپاه/ جنگاوران، آمده است. دياکونف بازماندگان شاهکها و فرماندهان جنگی را در چارچوب اين گروه گنجانیده است (دياکونف، 1371:307) دوری و نزديکی کاره يا مردمانِ آزادِ جامعۀ ماد به دستگاه حكمراني، در پیوند با پايگاه اجتماعی آنها تعريف ميگرديد. بزرگان نژاد ماد و مردان جنگاور –كشاورزان پيشين- به كاره نامور گشتند به تعبيري همگی جذب سازمانِ دودمانيِ کاره و يا در آن مستحيل ميشدند، پايگاه اجتماعی آنان نضج مييافت و جايگاه آنها را در دستگاه پادشاهی ماد و ادارۀ امور عمومي برميساخت. بنابراين پادشاهی متحد ماد و ادارۀ امور عمومي آن به دست سازمانِ دودمانيِ کاره بنیان گرفت و آشور به نیروی اين سازمان، واژگون گرديد(همان، 307) مبرهن است كه اجتماع پيشرفتۀ ماد، نميتوانست با ساختارهاي سادۀ گذشته اداره گردد؛ براي ادارۀ بهتر امور عمومي، سلسله مراتب اجتماعي و اداري نوين شكل گرفت و يك سير تحولي از نمانه به دوده، از تيره تا زنتو و در نهايت ايجاد سازمان دودماني نوخاستۀ كاره با مديراني چون ويس، دهيو و شاهك جامعۀ مادي را در بر گرفت. اين رؤسا و مديران، نخستين مديران دولتي و مديران حوزۀ ادارۀ امور عمومي به شمار ميروند كه از يك سو ريشه در تبارهاي خانوادگي و قومي و دودماني داشتند و از سوي ديگر با دستگاه مركزي پيوند ناگسستني و عميق يافتند. پيشتر در مركز اداري شوش، شاهد بوديم كه دولتمردان ايلام با هدف حفظ امنيت شهرها، دستيابي به منابع و گسترش حوزه نفوذ، با دودمانهاي بدوي كوهستانهاي اطراف، پيوند و تعاملاتي برقرار كردند يا خود رهبران اقوام حاشيهاي با هدف كسب منافع و سود، پيشگام شده و تن به اين تعاملات و فرمانبريها دادند ( يادداشت 3 و 4) اما بيگمان تكامل ژرف پديدۀ سازمان دودماني يا سازمان ادارۀ امور عمومي دودماني، در دوران ماد نمايان گشت.
سازمان اداری پادشاهی ماد با سازمان پادشاهی آشور و اورارتو همانندیهايی داشته است (دياکونف، همان،332) مردمان سرزمینهای دوردست ماد با رويۀ خودمختاري، تنها به دستگاه پادشاهي باج و خراج پرداخت ميكردند (فرای، 1382:130) بعضي از پژوهندگان با اشاره به اينکه واژه خْشَثْرَهپاوَن (شهرب/ ساتراپ) ريختی مادی دارد و نه پارسی، عقیده دارند، نظام ساتراپی شناخته شدۀ روزگار هخامنشیان در دوره مادها نيز وجود داشته است (فرای، 1382:172) اگر کارکرد ساتراپ های مادی همانند ساتراپ های دوره هخامنشی در نظر آورده شود، اين ساتراپ ها نيز در سرزمین های تحت فرمانرانيشان، به گردآوری سپاه، اداره دستگاه ادارۀ امور عمومي، دادگستری و کارهای اقتصادی پرداختهاند. (همان،320-321)
هگمتانه كانون تمركزگرايي ايراني
هسته و کانون پادشاهی ماد، در دوره هخامنشی، ساتراپ نشین ماد خوانده میشود و شهر هگمتانه تختگاه آن. هگمتانۀ تختگاه، کانون اداره کشور و محفل طراحي برنامه های سیاسی فرهنگي سرزمین ماد بود. گزارشها و اشاره های پراکندۀ تاريخی و معنای نام هگمتانه (جای گردهمايي) گواه آنند که در آغاز پیدايش و بناي دولت ماد براي اخذ تصميم، اهم برنامه هاي سیاسی و نظامی کشور در انجمنی از بزرگان و سالخوردگان دودمانها که پادشاه ماد نيز يکی از پيوستگان آن به شمار ميرفت به گفتمان و شورا گذاشته میشد اما گذر زمان، تحول مناسبات، مسألۀ قدرت، كسب سود و منافع و ضرورت تسلط بر منابع، سبب گرديد بتدريج نیرومندی و نقش انجمن مادي کاهش يافته و در مقابل نفوذ و نیروی پادشاه ماد فزوني يابد. افزايش نیرومندی سیاسی و نظامی مادها، توانمندی اقتصادی هگمتانه را در پي داشت به ويژه با فروپاشی آشور بخش بزرگی از گنجینه ها و دارايی های افسانه ای آشوريان به هگمتانه آورده شد (دياکونف، 306) در مطالعه دستگاه پادشاهی و سازمان اداری ماد بايد به پايگاه سپاهیان، مغها و بزرگان و اشراف مادی نيز پرداخته گردد. تفوق خوي غارتمآبانۀ قبايل باستاني و همسايگيِ زيستگاه خشن و جنگآلود ميانرودان، سبب ساز رونق سپاه و سپاهی گری در دولت ماد بود. مغها در دستگاه پادشاهی و در جامعه مادی به پیشگويی، خوابگزاری و جادوگری میپرداختند. مغها در سالهای پايانی پادشاهی ماد همگام با بزرگان و فرماندهان جنگی، نفوذ فراوانی در دستگاه پادشاهی يافتند (ايوانف و ديگران، 3159 :39 .)به عقیده دياکونف، آستیاگ در کوشش برای تمرکزگرايی در دستگاه پادشاهی خود به مبارزه با بازماندگان شاهکها و دهیوپتی ها برخاسته و در اين رويارويی از نیروی عامه مردم آزاد و آموزههای زردشتی مغان که دشمنان آشتی ناپذير بزرگان و کاهنان زردشتی ستیز دين های بومی سرزمین ماد بودند، سود جُست (دياکونف، 3133 :185)
به نظر ميرسد همبستگی دودمانهاي پراکندۀ ماد و پیدايیش و بنياد نخستین خشت هاي پادشاهی ماد، تنها نتیجۀ پیوستگی های نژادی، سیاسی و نظامی مردمان سرزمین ماد نيست؛ بلكه يکپارچه شدن ماد در سايه همبستگی فرهنگی، زبانی و همبستگی دينی مادهای ايرانی زبان و غیرايرانی زبان چهره بست كه اين يگانگی دينی در گوشۀ غربی فلات ايران را بايد در پیوند با کوشش های مغها ارزيابي كرد و سنجيد (ملکزاده، 1376: 180-181) بازماندگان شاهک ها و دهیوپتی ها، درباريان، فرماندهان جنگی، فرمانروايان استانها و کارگزاران بلندپايه دستگاه اداری همگی در رده بزرگان و اشراف دوره ماد جای گرفتند.اين بزرگان با پیروزی های روزافزون و افزوده شدن سرزمینهای تازه به گسترۀ ماد به ثروت و دارايی های فراوانی دست يافتند به گونه ای که دورۀ هووخشتره را بايد دوره ثروت اندوزی بزرگان و نژادگان مادی و پديد آمدن نابرابری در پايگاه اقتصادی و اجتماعی در جامعه مادی خواند (دياکونف، 1371: 310) بنابراين پادشاهی ماد كه در دوره بزرگی از تاريخ زودگذر خود يک پادشاهی سست و از همگسیخته و متشكل از اتحاديه هاي دودماني مادی و بومی و فاقد نهادهای پايدار و ريشهدار سیاسی و فرهنگی بود، به مرور تبديل به يك حكومت متمركز گرديد و نقش انجمن تصميم ساز و مشورتي دودماني مادي در آن كاسته شد.
ادامه دارد…
