سیر تاریخ دولت در ایران (4)
گذار از هولاکراسی باستانی و آغاز عصر سلسله مراتب اداری
محمد آریا نژاد – دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
“در ساختار ادارة امور عمومی این دوران با یک شبه ساختار هولاکراسی (Holacracy) باستانی مواجه هستیم زیرا در این شبه ساختار هولاکراسی اداری باستانی، سازمانهایی برای مدیریت و ادارة امور عمومی جامعه به صورت متمرکز و سلسله مراتبی وجود ندارد.…”
مولفه های ساختار اداره عمومی ایرانیان تا پیش از روی کار آمدن دولت ماد:
در یادداشتهای پیشین و در جستجوی ریشه های دولت و دستگاه ادارة امور عمومی ایرانیان، پی بردیم که سرزمین ایران تا زمان برآمدن دولت ماد در کوهستان و کوهپایه های زاگرس شاهد خیزش، ریزش، شکوفایی و رشد تمدن های گوناگون و پراکنده ای بود. این دوران چند ویژگی مهم داشت :
۱. عدم تمرکزگرایی و نزدیکی فاصله قدرت بین شهروندان و اداره کنندگان
۲. مشارکت اجتماعی و شبکه های تعاملی گسترده ساکنان واحه های تمدنی
۳. ایجاد شبکة داد و ستد بازرگانی با دهکده ها و دولت-شهرهای پیرامون
۴. بنای سازمان های نخستین با هدف ادارة امور عمومی به ویژه با محوریت برقراری امنیت
۵. نبود دولت و حکومت و حکمرانی فراگیر در بستر قلمروی با وجود پیوندهای دودمانی
هرچند شاید در ذهن آگاهان امور سیاسی و مدیریتی این ایده و فرضیه – اندکی یا شاید هم در حد گاف و لاف علمی – دور از ذهن، کوکانه و بلندپروازانه باشد اما با در نظر گرفتن شاخص های تمدنی، نمونه و گواه های تاریخی، عملکرد نخبگان، رفتار بازیگران سیاسی، شبکة تعاملی شهروندان، مناسبات دودمانی ساکنان، شیوه و مراودات تجاری و اقتصادی گروه های پیشه ور جامعه، میتوان مولفه های ساختار ادارة امور عمومی ایرانیان تا پیش از روی کار آمدن دولت ماد را بر اساس مدل زیر فرض نمود :

- در ساختار ادارة امور عمومی این دوران با یک شبه ساختار هولاکراسی (Holacracy) باستانی مواجه هستیم زیرا در این شبه ساختار هولاکراسی اداری باستانی، سازمانهایی برای مدیریت و ادارة امور عمومی جامعه به صورت متمرکز و سلسله مراتبی وجود ندارد و در آن هیچ نقش تعیین کنندة ویژه یا حتی نقش تعیینشدة اختصاصی وجود ندارد یا شناسایی نمی شود. شهروندان و ساکنان جوامع نخستین، برای برعهده گرفتن مسئولیت اجتماعی و انجام وظایف مختلف به شدت انعطافپذیر بودند؛ هرچند ممکن است چنین خصلتی ناشی از این باشد که آنها برای بقاء و امنیت، چاره ای جز همه فن و همه مهارتی بودن، نداشتند اما همین ویژگی سبب می گردید تا آنها بتوانند به راحتی در شبکه های تعاملی اولیه جذب و جابهجا شوند و از عهدة مسئولیتهای اجتماعی خویش برآیند. رشد، آموزش و شکوفایی استعداد شهروندان و ساکنان تمدن های رودخانه ای و واحه ای در ساختار اداری اجتماعی و سیاسی صورت میپ ذیرفت که کاملاً مسطح بود و سلسلهمراتب اندک و ناچیزی در آن وجود داشت. میتوان حدس زد که بعدها با پیچیدگی سطح مسائل جوامع، مناسبات و روابط اجتماعی یا به سبب مسأله قدرت، مسأله مالکیت، امنیت غذایی و مسأله مهم تسلط بر منابع، جوامع سیاسی و اجتماعی و اداری به سمت ساختار سلسله مراتبی تمایل پیدا کردند.
- در شبه ساختار هولاکراسی باستانی ادارة ایرانی، هرچند لازم نبود شهروندان، تک تک کارهایی که انجام میدهند را تأیید نمایند اما می بایست ایدههای خود را به هوش جمعی ارائه می نمودند تا ضمن مشروعیت و وثوق یافتن، در سطحی گسترده بکارگیری و مورد بهره برداری قرار گیرند. آنها آزاد بودند تجربه و آزمایش کنند به انجام کارهای خلاقانه و هنری بپردازند؛ و تا زمانی که ایدههایشان برای جامعه مخرب نبود یا جامعه را دچار گرفتاری و شکست نمیکرد، جلو میرفتند. ایجاد شبکة اقتصادی و تجاری، گسترش شهرها، تأسیس اتحادیه های دودمانی-قبیله ای، پیوندهای خویشاوندی سیاسی با هدف برقراری امنیت از راه اتحاد نظامی با دولت شهرهای میان رودان، ساخت ابزار، ایجاد فناوری و نوآوری های صنعتی نخستین در شهر سوخته، تمدن جیرفت یا دولتشهر ایلام را بر اساس همین رویه، می توان توضیح و تشریح نمود.
- افراد به طور عمده مسئولیت اقدامات خود را بر عهده داشتند. وقتی از کسی یا گروهی میخواستند نوآوری یا اقدامات آنها را تأیید کنند، فرد یا گروه تأئید کننده در این مسئولیت سهیم بود. با توجه به حساسیت های امنیتی از جنس بقاء در جوامع و تمدن های ابتدایی، افراد برای دادن تأییدیه به کارهای متهورانه و نوآورانة دیگران، بشدت رفتار محتاطانه ای در پیش میگرفتند. زیرا یک خطای ساده میتوانست بقای شهر، دهکده، گروه یا خانواده را با خطر مواجه سازد. میتوان ادعا کرد؛ شاید به سبب همین رویة مسئولیت پذیری و سختگیری ها در ابداعات و نوآوری ها در همة زمینه ها به ویژه در بخش نوآوری های فرهنگی و اجتماعی مانند آیینها، جشنها، سنتها، آداب و رسوم، است که میراث کهن فرهنگی گذشتگان باستانی ایرانیان، پس از گذشت اعصار و سده ها و هزاره ها همچنان با کارکرد قدرتمند و جاذبة فراوان از سوی نسلهای بعدی با استقبال مواجه شده و میشود.
آغاز عصر سلسله مراتبی
متن های کهن میانرودانی در سده های دهم تا هفتم پیش از میلاد به ده ها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ايران اشاره دارند و نشان می دهند که در اين دوره، مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری دودمانی-قبیله ای داشته اند، گزارش های يونانی، پادشاهی ماد را از دوره ديوکس(ديئوکّو؟)، که نخستین شهريار و بنیانگذار پادشاهی مادها نام گرفته، يک شاهنشاهی نیرومند، سازمان يافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل يافته نشان می دهند اما آگاهی های تاریخی گویای آن است که پادشاهی ماد در دوره بزرگی از تاريخ زود گذر خود، ساختاری از هم گسیخته داشته و اتحاديه ای از دودمان های مادّی و مردم میانرودانی مآب سرزمین ماد، و فاقد نهادها و سازمانهای پايدار سیاسی و فرهنگی بوده است. (جلیلیان، جامعهشناسی تاریخی، شماره۲، ۱۳۹۶) شاید بتوان این دوره را دوران آغاز عصر سلسله مراتب اداری در پهنة فلات ایران نامید
برخی پژوهشگران مدعی اند با فرماندهی مادها بودکه برتری نژاد ايرانی در شرق باستان بنیان نهاده شد (پیرنیا،۱۶۳ : ۱۳۶۳)، و پیوستگی و همبستگی ملی، دينی، فرهنگی، -اداری- و زبانی گوشه غربی و شمال غربی فلات ايران فراهم آمد، و اين مادها بودند که گستره فرهنگی، دينی –مدل ادارة امور عمومی- و زبان ايرانی را تا قلب آسیای کوچک و تا قفقاز کشانیدند (ملکزاده، ۱۷۱ :۱۳۷۶) از بعد سیاسی عمده ترین عامل پیدایش اتحادیه ماد ، سپس دولت و بالاخره تشکیل پادشاهی آنها را میتوان در تجاوزگری های آشوریان به سرزمین آنها دانست. مادها برای احراز آزادی، مبارزه را آغاز کردند و نه تنها خود را از زیر یوغ حملات آشور رهانیدند بلکه دولت آشور را نیز منقرض کردند. از نظر اداری و فرهنگی دوران مادی را میتوان حاصل تکامل اداری و فرهنگی دانست که از هزاره سوم پیش از میلاد در جای جای فلات ایران رشد کرده بود و سرانجام به صورت پیام مشترک درآمد . پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با اشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهمترین رویداد در آغاز عصر سلسله مراتب اداری در تاریخ ایران به شمارآورد.
