سیر تاریخی دولت در ایران (2)

سیر تاریخی دولت در ایران (2)

ساختار سیاسی – اجتماعی افقی شهر سوخته

محمدآریانژاد دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران

شهر سوخته

شناسایی دوران تاریخی­ترِ مادها، هخامنشیان و …، به عنوان سرآغاز دولت و تمدن ایرانی، کوشش و روندی نا آگاهانه در جهت حذف، نادیده انگاشتن و در حقیقت کم کردن چندین هزار سال سابقۀ تمدن و دولت در فلات ایران ارزیابی می­ گردد؛ این همان اعتبار بخشیدن به تئوری است که پیشینۀ دولت، فرهنگ و تمدن کهن این سرزمین را به جای جستجو، پیوند و نسبت دادن به تمدن­های رودخانه ­ای و واحه ­ای ایرانشهری، به یک فرهنگ وارداتی-کوچندۀ ناروشن از سرزمین­های فرا فلاتی ایران، نسبت می­دهد. حال آنکه بررسی ساختار سیاسی – اجتماعی جوامع ایرانی در دوره آغاز شهرنشینی، توجه به ساز و کارهای حکومتی، اقتصاد سیاسی و رابطه قدرت در چنین جوامعی، مباحثی چون وظايف شخص/ اشخاص برتر، فرمانروا، گروه­ های اشرافی و رابطه آنها با يکديگر ماهیت و کارکرد سلسله مراتب عمودی و ساختار افقی را در این جامعه مطرح می ­سازد که گویای قدمت دیرین شکل­ گیری نهاد دولت در ایران است.

تا پیش از شکل ­گیری جوامع پیچیده، بیشتر افراد در سکونت­گاه ­های غیردائمی زندگی می­ کردند، خانواده­ ها در اقتصاد معیشتی خودکفا و از لحاظ منزلت اجتماعی تقريباً برابر بودند. در عین حال جوامع انسانی از لحاظ اجتماعی – سیاسی مساوات­گرا بودند و بیشتر بزرگسالان در اداره جامعه نقش داشتند. (فلانری و مارکوس 2013) بتدریج ساختار سیاسی و نهاد تصمیم ­گیری اين جوامع، همپا با ديگر ابعاد جامعه پیچیده می­شود و تغییر می­کند. شهر سوخته در هزاره سوم پ.م. يکی از جوامعی است که ساختار سیاسی- اجتماعی آن با ساختارهای جوامع پیچیده هم ­عصرش، همخوانی ندارد و تفاوت­های بارزی در ساختار سیاسی – اجتماعی و سیستم تصمیم ­گیری آن با جوامع معاصرشان وجود دارد. اِلمان سرويس ، انسان­شناس امريکايی، جوامع انسانی را از ساده ­ترين تا پیچیده­ ترين شکل به چهار مرحله تقسیم کرد (سرويس، 1962) که با وجود انتقادهايی (يوفی ، 1993) هنوز بسیاری از باستانشناسان از آن استفاده می­کنند: گروه ، قبیله ، جامعه خان­سالار و حکومت.

پژوهشگران، جامعۀ حکومتی را جامعه ­ای با تشکیلات متمرکز متشکل از نخبگان مذهبی و سیاسی می ­دانند که قدرت اقتصادی و سیاسی را در دست دارند و اقداماتی نظیر تدوين قوانین و اجرای آنها، سربازگیری و اخذ مالیات در آنها ظهور و بروز می­نماید. جامعه حکومت­های آغازين که شهرسوخته، جیرفت، شوش و… جزو آن­ها به شمار می­روند؛ جمعیت بیشتری نسبت به جوامع قبلی در بر می­گیرند، نهادهایشان ­رسمی ­ترند، ابزارهایی برای اجرای قوانین و جمع ­آوری و ثبت مالیات ­ها در اختیار دارند و فاصله بین طبقه ممتاز و مردم عادی جامعه بیشتر از جوامع خان­سالار است (فلانری، 1998)

شهر سوخته سیستان با قدمتی پنج هزار ساله یکی از بزرگ­ترین شهرهای باستانی فلات ایران است. این شهر روی آبرفت­های مصب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون و در ساحل آن رودخانه و دریاچه بنا شده بود که فقط با تعداد اندکی از شهرهای هم­زمان خودش قابل مقايسه است. شهرهايی چون اوروک و کیش در میان­رودان، ملیان و شوش در جنوب و جنوب غربی ايران و موهنجودارو در کرانۀ رودخانه سند که بزرگترين شهرهای هزاره سوم پ.م. محسوب می ­شوند، اما وسعتشان از شهر سوخته کمتر است. بقایای شهرسوخته نشان می­دهد كه این شهر دارای پنج قسمت اساسی شامل بخش مسكونی واقع در شمال شرقی شهر، بخش های مركزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است كه به صورت تپه های متوالی و چسبیده به هم واقع شده ­اند. گسترۀ شهر قابل تقسیم به سه بخش اصلی و سه بخش فرعی است. در اطراف شهرسوخته بستر نهرها و آبراه ­های گوناگونی پیدا شده كه می­توان گمان برد به مزارع كشاورزی آن شهر آب می ­رساندند.

شهر سوخته دارای تشكیلات مرتب و منظمی بوده است این شهر در هزاره سوم پیش از میلاد، نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب داشته است و دانش پزشكی (یا جادوگری علمی) در آن به حدی پیشرفته بوده كه پزشكان شهر نه تنها از علومی چون شكسته ­بندی آگاه بودند بلكه به اجرای اعمال شگفت انگیزی چون جراحی جمجمه نیز دست می­زدند. نخستین چشم مصنوعی جهان، نخستین جراحی مغز جهان، خط كش به طول 10 سانتی­متر با دقت نیم میلی­متری، نخستین پویانمایی (انیمیشن) جهان، قدیمی­ترین تخته نرد جهان، چكش، سوزن، سنجاق سر زنانه، شهرك­های مسكونی و ساختمان­های همگانی، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشك كرده، برنج، زیره، كوره­ های سفالگری، كوره­ های ذوب فلزات، دكمه، تبر، بندكفش، قلاب، شانۀ سر، طناب، سبد، گل مو، قاب های چوبی، كفش و كمربند، از خدمات، صنایع، هنرها و تولیدات شهرسوخته به شمار می ­روند.

ساختار سیاسی – اجتماعی شهر سوخته

پرداختن به هر کدام از این امور نیاز به آسودگی معیشتی و امنیت جانی و مالی دارد. در حقیقت تفاوت عمدۀ شهرنشینی به مفهوم یکجاگزینی و یکجانشینی و ایجاد تمدن با زندگی بدوی وابسته با شکار و جستجوی غذا و غارت در همین است که ساکنان این کهن بوم توانسته ­اند با ایجاد تشکیلات منظم و مدونی به نام دولت، ادارۀ امور عمومی خویش را سامان داده و دست به ایجاد شهرهای بزرگ بزنند، صنعت را رونق ببخشند و در امور بهداشتی و پزشکی ضمن دست­یابی به حداقل ­ها جسارت انجام پروژه ­های بلند پروازنه ­ایی چون جراحی­ های باستانی را داشته باشند. کشاورزی و زراعت را آنچنان توسعه دهند که با فراغ بال به سمت شکوفایی هنر بتازند و در پی ساخت پویانمایی باشند.

هر سیستم اجتماعی – سیاسی وظايف اقتصادی خاص خود را دارد. اين وظايف اقتصادی بخشی از نهاد اقتصادی جامعه را شکل می­ دهند که برای مشروعیت بخشیدن و اداره اجزايش، به نوعی ايدئولوژی سیاسی نیازمند است. نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنقدر به ­هم ­وابسته ­اند که بررسی يکی بدون در نظر گرفتن ديگری غیرممکن به نظر می ­رسد. سیاست امری ذاتی در شکل­ گیری همه فعالیت ­های اجتماعی از جمله فعالیت ­های خانگی، فعالیت ­های محل کار، تجمع ­های گروهی و اداره حکومت است. کار واحدهای سیاسی در واقع کنترل بخش­های اجتماعی و اقتصادی است. واحدهای سیاسی برای نیل به اهداف خود، به منابع قدرت نیاز دارند که می­تواند عینی يا نمادين باشد. ثروت و کنترل تولید جز منابع عینی و مذهب و مراسم آيینی جز منابع نمادين به حساب میآيند (بلانتون و همکاران، 1996)

بررسی جامعۀ شهر سوخته نشان می­دهد ساختار سیاسی- اجتماعی آن بیشتر متمايل بر نظامی با ساختار افقی است تا سلسله مراتب عمودی و استراتژی کنشگران سیاسی در اين جامعه بیشتر بر همکاری تکیه دارد تا بر تمرکز قدرت. ساختار سیاسی-اجتماعی چنین جامعه ­ای می ­تواند بدون نیاز يا با حداقل نیاز به سلسله مراتب عمودی، فقط با گسترش تعاملات، روابط و مناسبات در ساختاری افقی، به حیات خود ادامه دهد. اگر اين ساختار مساوات­گرا و همکاری ­جو بتواند ايدئولوژی مناسب خودش را  گسترش دهد، فضای اجتماعی اندکی برای رشد پادشاهی باقی می­ماند(مایسلز2010:80) آن­گونه که بررسی ­های باستان­شناسی بدست می­دهند؛ در شهرسوخته تاکنون اثری از مراکز یا ساختمان­هایی با ویژگی استقرار پادشاهی متمرکز یافت نشده است. در کنار ساختمانی مانند کاخ که حضور شخصی چون فرمانروا يا شاه را در راس ساختار سیاسی-اداری جامعه مطرح می­کند، وجود تدفین ­های اشرافی نیز می­تواند گواه قرار گیرد اما براساس کاوش ­های شهر سوخته، تاکنون شواهدی از چنین تدفین ­هایی به دست نیامده است (پیپرنو و ساووداری1983).

بنابراین در شهرسوخته با جامعه ­ای روبرو هستیم که سلسله مراتب عمودی قدرت در آن کمرنگ و تمرکز بالای قدرت وجود ندارد، زيرا تاکنون هیچ بنايی در شهر سوخته، کاوش نشده که بتوان آن را محل زندگی فرمانروای شهر سوخته دانست. در بررسی گورها نیز هر چند گور سرداب ­ها از نظر ساختار گور و تعداد و ارزش گورآوندها با گورهای ديگر متفاوتند و می­توان فرض کرد که به افراد متمول جامعه تعلق داشته­ اند، اما اين تفاوت تا آن حد نیست که نشان از تمرکز قدرت و ثروت در دست صاحبان اين گورها داشته باشد. وجود ساختمان­ هایی مانند «خانه پله ­ها» و «خانه شالوده» احتمال وجود خانواده يا گروه­هايی با موقعیت اجتماعی – اقتصادی مشابه را مطرح می­کند. يافته ­های فراوانی چون مهرها، اثرمهرها، اشیای شمارشی و پیکرک­ها و فضاهای موسوم به انبار، می­تواند مرکزی برای اداره امور جامعه شهرسوخته توسط گروه­ها يا افرادی با قدرت مشابه باشد. از طرف ديگر مهرها و اثرمهرهای فراوان، اشیای شمارشی و قفل­های گلی درب، نشان از وجود سیستمی اداری فرای نظام مبادلاتی خويشاوندی و پایاپای به حساب می­آيد که پیش شرط حکومت­های اولیه است (والاس ، 1971).

 با توجه به تولیدات فراوان سنگی در شهر سوخته، تصور وجود گروهی که بر تجارت سنگ­های نیمه ­قیمتی، انتقال آنها به شهر سوخته، ساخت اشیاء و صادرات آنها نظارت داشته باشد منطقی است (توزی، 1984). تولیدات و استفاده فراوان از سنگ­ های نیمه قیمتی – که معدن آنها در محل وجود ندارد- حاکی از مبادلات گسترده و تجارت هستند که وجود نظام و ساختار اداری فراتر از حدود قومی و خانوادگی را به ذهن متبادر می ­نماید. پايه­ های اقتصادی قدرت سیاسی شهرسوخته بیشتر بر تولید، تهیه و صادرات محصولات ویژه مانند ساخت ظروف سفالی و سنگی، مهره ­های سنگی، پارچه ­های ويژه، اشیا و ابزار فلزی، مواد اولیه و کالاهای خارجی استوار بود. یعنی در شهرسوخته، استراتژی ايجاد فشار برای افزايش محصولات کشاورزی و گردآوری مازاد محصولات کشاورزی دیده نمی­شود. اين فرضیه را میزان بالای استفاده از مواد خام خارجی در کارگاه ­های تولیدی شهر سوخته، شواهد تجارت با نواحی دوردست، وجود کالاهای برند یا با پرستیژ و نبود انبارهای مرکزی ذخیره مازاد محصولات کشاورزی، تأيید می­کنند(عبدی؛1394).

کنشگران سیاسی شهر سوخته برای نیل به اهداف خود بیشتر از منابع عینی قدرت مثل ثروت و کنترل تولید و تجارت استفاده کرده ­اند تا منابع نمادين مثل مذهب و مراسم آيینی، زيرا شواهد سیستم مذهبی در شهر سوخته کمرنگ است. تاکنون در میان يافته ­های کاوش، ساختمانی شناسايی نشده است که بشود آن را فضايی برای تمرکز مراسم آيینی و نماد قدرت مذهبی دانست. الگوی پراکندگی محوطه ­ها در اطراف محوطه شهر سوخته، از الگوی سلسله مراتب سکونتگاهی تبعیت نمی­کند. الگویی سلسله مراتبی که برای حکومت­های میان­رودان تعريف شده و سکونتگاه ­ها را نسبت به يکديگر رتبه ­بندی می­کند (رايت 1981) در شهرسوخته با يک الگوی استقراری «همسنگ» يا «پايین­رتبه» مواجه هستیم که در آن سلسله مراتب محوطه ­ها ضعیف است؛ يعنی در اين سیستم استقراری، يک محوطه بزرگ مرکزی با شماری اقمار کوچک وجود دارد. در حالی که در میان­رودان و خوزستان، الگوی استقراری در هزاره سوم پ.م. بر سلسله مراتب عمودی سکونت­گاه ­ها تکیه دارد که سلسله مراتب سطوح اداری را نیز به دنبال دارد: شهرهای بزرگ، شهرهای متوسط و روستاهای کشاورزی. اين الگوی استقراری ساختار اداری خاص خودش را دارد که می­توان آن را به شکل يک هرم با سطوح مختلف در قلمروی خاص تصور کرد. در مقابل در حوزه هیرمند الگوی استقراری کاملاً متفاوت است و بر شکل­ گیری مراکز بزرگ شهری مبتنی است که در اطراف آنها روستاهای کوچک فراوانی پراکنده ­اند؛ بنابراين در اين دو منطقه شاهد شکل­ گیری گونه ­های متفاوتی از الگوی استقراری هستیم که از سطوح سیاسی و اداری متفاوتی حکايت می­کنند (سالواتوری 1977).

استفاده از استراتژی همکاری به کوشش کنش­گران سیاسی به جای استفاده از استراتژی ­های محروم­سازی يا تمرکز قدرت در شهرسوخته باعث شده است که پژوهشگران با شواهدی از وجود گروه ­های متفاوت چه از نظر حوزه قدرت و کنترل و چه از نظر قومی يا اعتقادی روبه ­رو گردند؛ با ضعف سلسله مراتب عمودی برخورد نمایند که پیامد آن قوت ساختار افقی در اين جامعه است.(عبدی و همکاران،1394) شاید این فرض اندکی اغراق ­آمیز به نظر آید یا ناشی از آرزو و خواستی نهادینه شده در ذهن فرد ایرانی تصور گردد اما به نظر می­ رسد شکل ­گیری و بنیان دولت و ادارۀ امور عمومی در دولت­شهرهای کهن ایران، مبتنی بر مشارکت گسترده، منافع عمومی، تقسیم کار، عدم تمرکز قدرت، عدم سلسله­ مراتب عمودی، دوری از استراتژی محروم­سازی مردم و عدم تأکید مطلق بر جنبه ­های نمادین، است. فضایی آکنده از تعاملات اجتماعی و روابط و مناسبات در ساختاری افقی.

 

گروه پژوهشی ظرفیت سازی در دولت