چرا بخش دولتی نوآور نیست؟
شهریار محمودزاده – دانشجوی دکتری خط مشی گذاری عمومی
اگرچه به صورت سنتی اینگونه تلقی میشود که خلاقیت و نوآوری جایی در بخش دولتی ندارند، اما همانند سازمانهای فعال در بخش خصوصی، بروز خلاقیت و نوآوری در بخش دولتی نیز میتواند نقش حایز اهمیتی را در تحقق اهداف دولتها داشته باشد. به نحویکه بروز خلاقیت و نوآوری منجر به ارتقاء عملکرد دولت در بهبود رفاه شهروندان و به تبع آن فراهم نمودن شرایط لازم برای توسعه فعالیتهای اقتصادی و بهبود محیط کسب و کار گردد. با این حال وجود تعدادی از ویژگی های خاص بخش دولتی و بروز برخی پدیدهها سبب گردیده است تا این بخش در تله ظرفیت گرفتار شده و قادر به ارتقاء بهرهوری کار و سرمایه از طریق بروز خلاقیت و نوآوری نباشد.
توزیع نامتقارن نظام انگیزشی یکی از اصلیترین عوامل موثر بر سرکوب بروز خلاقیت و نوآوری در بخش دولتی میباشد. این توزیع نامتقارن بدین معنا است که بر خلاف بخش خصوصی، در بخش دولتی شدت تنبیه شکست در عملیاتیسازی خلاقیت و نوآوری به مراتب بیشتر از میزان پاداشی است که فرد در صورت موفقیت به دست میآورد. به عبارتی دیگر، عواقب نوآوریهای ناموفق برای کارمندان بسیار سخت و شدید بوده و این در حالی است که آنها برای انجام فعالیتها به صورتی خلاقانه و نوآورانه یا به صورت کلی پاداش دریافت ننموده و یا میزان این پاداش بسیار ناچیز میباشد. تحت این شرایط و با توجه به وجود پدیده رفتاری زیان گریزی، کارمندان ترجیح میدهند تا از دایره امن خود خارج نشده و کارهای روزمره خود را انجام دهند. عوامل بسیاری در ایجاد این فضا در سازمانهای دولتی دخیل می باشند. رقابت ناسالم احزاب و فعالیتهای غیر سازنده رسانهای از این عوامل میباشند. رسانهها و احزاب رقیب همواره تمایل دارند تا شکستهای بخش دولتی و کارمندان عامل این شکست را عمدتاً با رویکرد تحقق منافع سیاسی خود معرفی نمایند که این موضوع تاثیر حایز اهمیتی را بر روی کار راهه شغلی افراد مذکور دارا میباشد. از طرفی دیگر رویکرد حاکم بر فعالیت نهادهای نظارتی نیز که با هدف کاهش فساد و انجام صحیح فرآیندهای اداری انجام میپذیرد، میتواند منجر به تشدید این وضع گردد. زیرا تحت این شرایط نیز عدم موفقیت مدیران و کارمندان در عملیاتیسازی ایدههای خلاقانه به شدت پر هزینه خواهد بود. عامل نهایی بروز شرایط فوق، عدم تملک کارمند بر روی نتیجه کار خود در بخش دولتی است که این موضوع مغایر با همین وضعیت در بخش خصوصی میباشد. زیرا نتایج ناشی از خلاقیت و نوآوری کارمندانی که در استخدام حاکمیت هستند عمدتاً به عنوان داراییهای بخش عمومی و حاکمیت تلقی گردیده و فرد منفعت خاصی از عملیاتیسازی ایدههای خود دریافت نمیکنند. در این شرایط کارمندان بخش عمومی بابت نوآوری هیچگونه پاداشی را دریافت ننموده و تنها حقوق ثابتی به آنها پرداخت میشود. از طرفی دیگر افراد دارای شایستگیهای مورد نیاز جهت بروز خلاقیت و نوآوری نیز تمایلی جهت فعالیت در بخش دولتی پیدا نکرده و در نتیجه بخش دولتی تبدیل به کانون نیروها و کارکنان غیر خلاق میشود.
فضای سازمانی توسعه یافته ناشی از شیوه عملیاتیسازی فرآیندهای ادارای و بوروکراتیک در سازمانهای اداری از دیگر عواملی بوده که منجر به کاهش بروز خلاقیت و نوآوری در این سازمانها گردیده است. در حالیکه آئین نامهها و مقررات برای تحقق اهداف در این سازمانها وضع گردیدهاند، کارکنان سازمانهای دولتی هر روز بیشتر از گذشته این آئیننامهها و مقررات را جذب نموده؛ به نحویکه شاهد بروز پدیده جا به جایی هدف با وسیله در این سازمانها میباشیم. به عبارتی دیگر آئیننامهها و مقرراتی که روزگاری برای تحقق اهداف وضع گردیده بودند خود تبدیل به هدف گردیده بدون اینکه تاثیر اجرای آنها بر روی تحقق اهداف دولت مد نظر قرار گیرد. از طرفی دیگر تمرکز نظامهای کنترلی در سازمانهای دولتی بر روی شاخصهای سطح برون داد (مانند تعداد نامه نگاری، تعداد جلسات و …) به جای نتایج و پیامدهای عملکرد دولت، منجر به کاهش احساس نیاز به بروز خلاقیت در سازمانهای دولتی گردیده است. نهایتاً نارسائی یادگیری سازمانی به عنوان یکی از نارسائیهای بوروکراسی از عواملی بوده که منجر به تضعیف نوآوری در بخش عمومی گردیده است. تحت این شرایط عناصر ساختار سازمانی شخصیت اعضای سازمان را تغییر داده و شخصیت افراد به الگوی واکنشی نسبت به ساختار تبدیل شده که به آسانی و به سرعت تغییر نمیکند.
کوتاه بودن دوران مدیریتی افراد در بخش دولتی و فشارهای سیاسی در راستای تحقق اهداف کوتاه مدت جهت انتخاب مجدد فرد، اتخاذ رویکردهای عوامگرایانه و بی نیاز از خلاقیت و نوآوری، کمبود منابع بودجهای جهت حمایت از خلاقیت و نوآوری، فرهنگ ریسکگریزی و کمبود منابع انسانی توانمند و شایسته از دیگر عواملی بوده که منجر به تضعیف نوآوری در بخش عمومی گردیده است.
مجموعه عوامل موثر بر تضعیف بروز خلاقیت و نوآوری در بخش دولتی به شرح شکل ذیل قابل طبقه بندی می باشند.
منابع
جواهری، ف. 1382. مرتون و بوروکراسی. رشد آموزشی علوم اجتماعی، شماره 22، صفحات 60 تا 63
Borins, S., 2001. Encouraging innovation in the public sector. Journal of intellectual capital.
Damanpour, F., and Schneider, M. 2009. Characteristics of innovation and innovation adoption in public organizations: The role of Managers. Journal of Public Administration Research and Theory 19(3): 495-522
