سه وجه نمادین شده و تامل برانگیز یک رویداد
برخی از موضوعات و مسائل عادی هستند و زود گذر و برخی استراتژیک و اثرگذار و ماندگار؛ موضوعات عادی و زودگذر را استراتژیک، اثرگذار و ماندگار قلمداد کردن هدر دادن و اتلاف منابع است و بالعکس التهاب آفرین و بحران ساز. بسیاری از قضایای این روزها چنین هستند و غفلت یا تغافل از آنها نامعقول و نامقبول؛ به ویژه آنگاه که نمادین هم می شوند و حامل یک پیام بسیار تأمل برانگیز.
قضیه آبادان، ساختمان متروپل و حسین عبدالباقی چنین است؛ هر سه در افکار عمومی، نمادین شدند:
اولی نماد مظلومیت و قربانی زد و بندهای اربابان قدرت و ثروت
دومی نماد ناکارامدی و فساد برآمده از رانت و
سومی نماد اعتماد سوزی و بی اعتمادی به کسانی که می توانستند با عملکردهای عقلانی و اخلاقی و فراهم آوردن زندگی خوب و آبرومندانه برای خود و دیگران اعتمادسازی کنند ولی با نگاه خودبینانه و کوتاه مدت و عملکرد سودجویانه از عاقبت کار غافل شده و به عواقب فاجعه ای که دامنگیر خودشان هم می شود، نمی اندیشند .
درسی که مردم ما امروز از این وقایع آموخته اند این است که چنین نیست که کارگزاران و فعالان عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اول منافع عمومی را در نظر دارند و سپس منافع خود را و این نگاه که تا به حال داشته ایم که پذیرش مسئولیتها و انجام خدمات و اقدامات در ایران امروز بر اساس تکلیف شرعی و خدمت به جامعه است و نه تأمین منافع شخصی و اگر توانستیم خدمت به جامعه، بیش از حد خوش بینانه بوده و نیازمند بازنگری است و از آنجا که ثروت و قدرت هر دو مستعد فساد هستند، شفافیت و پاسخگویی اربابان ثروت و قدرت در مقابل افکار عمومی ضرورت دارد و باید از این طریق همواره دانست و در نظر داشت که ثروت را از کجا آورده اند و قدرت را چگونه به دست آورده اند و چگونه به اینجا رسیده اند و چگونه عمل می کنند.
دکتر مجتبی امیری
استاد گروه مدیریت دولتی – دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
