به قلم : دکتر احمد شجاعیان
در عصری که با پیچیدگی، عدم قطعیت و تحولات سریع شناخته میشود، رویکرد سناریو مبنا در خطمشیگذاری، به ابزاری کلیدی برای حکمرانی مؤثر تبدیل شده است. در شرایطی که دولتها با دشواریهای روزافزونی در پاسخگویی به انتظارات متنوع شهروندان و انطباق برنامهها با واقعیتهای جامعه مواجهاند، بازتعریف دولت-ملتسازی بهعنوان فرآیندی فراگیر و آیندهنگر اهمیت دوچندانی یافته است.
دولت-ملتسازی در ایران؛ ضرورتی راهبردی
در ایران، با توجه به تنوع قومی و فرهنگی، بهویژه در مناطق مرزی، تعامل دولت و مردم تنها یک پروژه سیاسی نیست، بلکه یک فرآیند چندلایه اجتماعی، فرهنگی و امنیتی است. اگر این فرآیند با عدالت، مشارکت و نگاه فراگیر انجام نشود، نیروی گریز از مرکز تقویت میشود و تفرقه قومی میتواند مانعی جدی بر سر راه توسعه پایدار باشد.
از سوی دیگر، سازمانهای ایرانی امروز با چالشی چندبعدی مواجهاند که ریشه در تعارض میان «نظام فهم» انسان ایرانی با منطق «عمل عقلانی» در سازمانهای نوین دارد. برای توسعه منابع انسانی – و به تبع آن توسعه کشور – ضروری است که عوامل مؤثر بر ساختار ذهنی و ادراکی انسان ایرانی را در افق زمانی حال بهدرستی تحلیل و درک کنیم.
ضعف در خطمشیگذاری کنونی
متأسفانه، شیوه خطمشیگذاری فعلی در حوزههایی همچون حکمرانی مؤثر و تعامل با اقوام، هم از منظر ابزارها و هم از حیث ظرفیتها، بسیار ضعیف عمل کرده است. از اقصی نقاط کشور صدای اعتراض نسبت به وضعیت موجود، نابرابری در بهرهمندی و احساس محرومیت به گوش میرسد.
این مسئله در مناطقی که اقوام با پیوستگی فرهنگی و زبانی به آنسوی مرزها دارند – مانند کردها، اعراب، آذریها، بلوچها و ترکمنها – اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر فرآیند دولت-ملتسازی بهدرستی مدیریت نشود، ممکن است دلبستگی به میهن اصلی جای خود را به وابستگی به وطن بیرونی دهد. در این میان، تبیین بستههای خطمشی ملتسازی منطبق با شرایط خاص کشور، ضرورتی انکارناپذیر است.
رویکرد سیستمی در خطمشیگذاری
برای مقابله با چنین چالشهای پیچیدهای، بهرهگیری از رویکرد پویاییشناسی سیستمها و تفکر سیستمی، چارچوبی جامع برای تحلیل و مدیریت پیشرانهای دولت-ملتسازی فراهم میآورد. این رویکرد از طریق مدلسازی و شبیهسازی سناریوها، ابزارهایی را در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد تا با تحولات غیرمنتظره سازگار شوند و سیاستهایی منعطف، هوشمندانه و اثربخش طراحی کنند.
سیاستگذاری برای انسجام ملی و هویت پایدار
دولت-ملتسازی مفهومی ایستا نیست؛ فرآیندی پویـا و نیازمند نگهداری و بازآفرینی مستمر است. طراحی بستههای خطمشی مبتنی بر ویژگیهای فرهنگی، قومی و جغرافیایی کشور، نهتنها ضامن عدالت اجتماعی است، بلکه عامل مهمی در حفظ و انتقال هویت ملی به نسلهای آینده خواهد بود.
دولت-ملتسازی، مسئولیتی همگانی
دولت-ملتسازی عادلانه، مشارکتی و آیندهنگر، سنگبنای توسعه پایدار و انسجام اجتماعی است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، سیاستگذاران، پژوهشگران و مدیران بخش عمومی باید از ابزارهای تحلیلی پیشرفته برای درک عمیقتر جامعه و طراحی سیاستهایی متناسب با پویاییهای نوین بهره ببرند.
