ملت سازی یکی از مسائل پر مناقشه ای است که با طرح موضوع توسعه پایدار اهمیت بیشتری یافته است، دولت ملت سازی به معنای تلاش برای ایجاد همبستگی در جامعه است که در قرن گذشته تعبیرات مختلفی از این فرایند بیان گردیده، با داشتن یک جامعه یکپارچه و هماهنگ، دولت می تواند برای توسعه و بهبود شرایط زندگی شهروندان تمرکز بیشتری نماید و شرایط زندگی شهروندان را بهبود بخشد و با مشارکت همگانی از منابع طبیعی و زیرساختهای خود مراقبت و در مسیر توسعه حرکت نماید. از این رو تقویت سازههای یک ملت به واسطه عوامل تاثیرگذار در فراگرد ملت سازی همواره مورد چالش بوده است.
پس از جنگ جهانی دوم و فروپاشی امپراطوری های استعماری بیش از نیمی از کشورهای دنیا کشمکش های قومی، قبیبله ای و یا تنش های بین حاکمیت و ملت را تجربه کردهاند و غالبا نزاع های پیش آمده جنبه هویتی قومی داشته اند. طبق گزارشات سازمان ملل، اکثریت درگیری ها و کشمکش های بین المللی، محصول نزاع های داخلی بوده و طبق این مطالعات درگیری های مسلحانه شدید قومی بیش از چهار برابر درگیری های بین کشوری گزارش شده است که با توسعه روند دولت-ملت سازی میتوان از بسیاری از این منازعات جلوگیری به عمل آورد.
در عصر کنونی، کشمکش های قومی- مذهبی، یک نگرانی و چالش عمده برای خط مشی گذاران حوزه اداره امور عمومی بوده است. عدم تفوق در ملت سازی، می تواند به رشد رادیکالیزم در میان اقوام و به خطر افتادن یکپارچگی کشور بینجامد و موجب سرکوب، تبعیض و خشونت، به ویژه علیه اقلیتهای قومی و متعاقبا به فروپاشی زیست مسالمتآمیز در کشوری یکپارچه و چرخش نارضایتی، به نفرت عمیق و از نفرت عمیق به تهدیدی جدی برای یکپارچگی کشور باشد. نابرابری، تبعیض اقتصادی و اجتماعی اقوام گوناگون در تقابل با نص صریح اصل 19 قانون اساسی (مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها، سبب امتیازشان نخواهد بود) و بیانیه گام دوم انقلاب (1397) است. ضمن اینکه ماهیت تکامل پذیر و فراگردي ملت سازي و استمرار حفظ موجودیـت و هویت هر ملت، مقولهي پیچیدهاي است که کمتر مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران قـرار گرفتـه است؛ امري که شکل گیري و وجود یک حکومت را در کنار ملتی منسجم، برای توسعه کشور ضروري میسازد.
یکی از ابزارهاي پیوند میان دولت و ملت، خط مشی های اجتماعی، به ویژه در قلمرو تأمین رفاه و تحقق عدالت اجتماعی هستند. تدوین خط مشی های اجتماعی به منظور برقراري رفاه اجتماعی و گسترش عدالت اجتماعی از دغدغههاي همیشگی بسیاری از دولت ها بوده است؛ از این رو، دولت ها تلاش میکنند تا از طریق تدوین خط مشی هاي اجتماعی، بقا و مشروعیتشان را تضمین کنند.
امروزه سازمان های ایرانی دچار چالش چند بعدی است که ناشی از تعارض «نظام فهم» انسان ایرانی با منطق «عمل عقلانی» در سازمان های نو است. برای توسعه منابع انسانی و متعاقبا توسعه کشور، باید عوامل سازنده و موثر بر چند و چون فهم انسان ایرانی را در افق زمانی حال فهم کرد، اگر نسبت راهبردهای توسعه منابع انسانی در ساختار فهم کارگزار ایرانی فهمیده نشوند و آرایش، پیرایش و ویرایش نقادانه ای از آنها انجام نگیرد، زمینه بهبود عملکرد منابع انسانی در راستای افزایش بهرهوری سازمان فراهم نمیآید.
نتیجه گیری
در ایران نه تنها دولت-ملت سازی به جز در برخی مقاطع تاریخی محدود، تقویت نشده است، بلکه تحت تاثیر عوامل مختلف این روند کاملا بایگانی شد. هرچند همواره انگیزه و عطش آن در ساختارهای اجتماعی وجود داشت و هر از گاهی آثار آن در خیزش های سیاسی و اجتماعی به ویژه جریان ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی سال 57 دیده میشود، اما این خیزشها در عمل هر چند تحرکی در روند دولت-ملت سازی در ایران بوده؛ اما به زودی متاثر از عوامل مختلف، تحت الشعاع قرار گرفت و در پایه ریزی مرحله ای پایدار و کارآمد در دولت-ملت سازی ناکام ماندند. با این تفاسیر می توان گفت دولت-ملت سازی در ایران با وجود سابقه یک صد ساله، هم چنان جوان است و در ابتدای راه قرار دارد. این مهم به دلیل موقعیت برتر عوامل تضعیف کننده دولت-ملت سازی در ایران نسبت به عوامل تقویت کننده است.
Recognizing the propellants’ factors of Nation-State Building by the virtue of the sustainable development in Iran
Nation-state building is a complex and contested issue in development studies that has gained renewed attention in the context of sustainable development. At its core, it refers to efforts aimed at fostering social cohesion, national unity, and collective identity—foundational elements that enable governments to focus more effectively on development objectives and improving citizens’ quality of life. A cohesive society can actively engage in safeguarding natural resources and infrastructure while collectively advancing toward sustainable progress
Following the Second World War and the collapse of colonial empires, many nations experienced deep-rooted ethnic, tribal, and state-society tensions. According to UN reports, the majority of global conflicts originate from internal disputes, with ethnic-based armed conflicts occurring at rates more than four times higher than international conflicts. These findings underscore the critical importance of inclusive nation-state building in conflict prevention and governance stabilization
In the Iranian context, the absence of a robust nation-building strategy has left the country vulnerable to identity-based tensions, marginalization, and radicalization—threats that compromise national integrity. This reality stands in contrast to Article 19 of the Iranian Constitution, which guarantees equal rights for all ethnic groups, and the principles outlined in the “Second Phase of the Revolution” statement. Institutional neglect of ethnic equality and participatory governance has weakened the state’s legitimacy and its social contract
One of the key instruments for bridging the state-society gap is the development of inclusive social policies, particularly in the domains of welfare and social justice. Governments often rely on such policies not only to fulfill constitutional duties but also to maintain legitimacy and foster trust
However, Iranian organizations currently face a profound cultural-structural challenge—namely, the dissonance between the indigenous cognitive framework of Iranian actors and the rational-instrumental logic of modern organizational systems. Without a critical reevaluation of how human development strategies align with the Iranian mindset, organizational efficiency and productivity will remain elusive
Conclusion
Despite a century-long history, Iran’s nation-state building remains nascent and incomplete. Although pivotal historical moments—such as the nationalization of the oil industry and the 1979 Islamic Revolution—have embodied aspects of nation-building, they ultimately failed to institutionalize lasting unity due to political and systemic disruptions. The persistent dominance of weakening factors over empowering drivers continues to undermine Iran’s capacity for integrated nation-state formation. Moving forward, a fundamental rethinking of development and social policies, grounded in participatory and inclusive principles, is essential for achieving sustainable national cohesion
