ظرفیت دولت

ظرفیت دولت (State Capacity) چیست؟

 

طی دهه‌های اخیر، بررسی پیامدهای و تاثیر نهادهای حکمرانی بر روی توسعه اقتصادی جوامع، به عنوان یکی از محورهای دانش مطالعات توسعه مد نظر قرار گرفته است. بر این مبنا، نهادهای ضعیف و ناکارامد حاکمیتی به عنوان عاملی اصلی شکست در تحقق اهداف توسعه تلقی شده و بنابراین ایجاد و تقویت نهادهای توانمند حکومتی بایستی به عنوان اصلی‌ترین اولویت خط‌مشی گذاران و نخبگان سیاسی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته مد نظر قرار گیرد.

در میان این نهادهای حاکمیتی، دولتها اصلی‌ترین بازیگران راهبری کشورها به سمت رفاه و ثروت در جوامع می‌باشند که برای انجام موفقیت آمیز نقش خود، نیازمند ظرفیت‌هایی بوده که به آنها کمک نموده تا کشور را به صورتی کارآمد و اثربخش به سمت اهداف توسعه هدایت نمایند. این توانمندی‌ها به عنوان عوامل توضیح دهنده تفاوت در عملکرد دولت‌ها در کشورهای مختلف جهان تلقی می‌شوند. به عبارتی دیگر کشورهای دارای دولت‌های با توانایی و ظرفیت بالا، عملکرد مناسب‌تری را در اصلاح شکست‌های بازار و ارتقاء صنایع ملی برای فعالیت در بازارهای رقابتی جهانی، دارا خواهند بود.

مفهوم ظرفیت دولت برای نخستین بار در ارتباط با دولت‌های توسعه محور (Developmental States) مطرح گردید. دولت‌ توسعه محور مفهومی بود که برای توضیح نقش دولت در تحقق توسعه اقتصادی عنوان شد. این مدل برای توصیف راهبری اقتصاد کلان توسط دولت مورد استفاده قرار گرفت که برای نخستین بار در ژاپن و سپس در سایر کشورهای آسیای شرقی مورد استفاده قرار گرفت. دولت توسعه محور از طریق ظرفیت بالای مداخله در اقتصاد شناخته شده و یکی از پایه‌های اصلی طی نمودن فرآیند توسعه در آسیای شرقی پس از جنگ جهانی دوم به شمار می‌رود. ویژگی اصلی این دولت‌ها ظرفیت بالای تنظیم‌گری و برنامه‌ریزی می‌باشد.

مفهوم دولت توسعه محور با آغاز محبوبیت نئولیبرالیسم به عنوان پارادایم حاکم در حوزه خط‌مشی‌گذاری به تدریج با افول رو به رو شد. سپس مفهوم حکمرانی خوب (Good Governance) به عنوان پیش نیاز تحقق توسعه اقتصادی، توسط بانک جهانی معرفی گردید. با این وجود مفهوم ظرفیت دولت نقش حایز اهمیتی را در هر دو رویکرد دولت توسعه محور و حکمرانی خوب بر عهده دارد. دولت‌های با ظرفیت بالا قادر هستند تا خدمات عمومی مانند مراقبت‌های بهداشتی و ایجاد زیرساخت‌های اجتماعی و فیزیکی را به صورتی کارا تامین نمایند. از طرف دیگر، دولت‌های با ظرفیت پایین ناتوان در ارایه خدمات عمومی بوده که این موضوع منجر به کاهش اعتماد اجتماعی، سطوح پایین توسعه و حتی شکست دولت خواهد گردید.

با توجه به اهمیت مقوله ظرفیت دولت، این مفهوم در حوزه‌های مختلف علوم انسانی مانند علوم سیاسی، جامعه شناسی، روابط بین الملل، اقتصاد و مدیریت دولتی مد نظر قرار گرفته است. بنابراین مبتنی بر حوزه‌های مختلف علوم انسانی تعاریف متفاوتی برای ظرفیت دولت ارایه شده که هر یک بر ویژگی خاصی از این مفهوم تاکید داشته‌اند:

  • بزلی و پرسون (2011) ظرفیت دولت را به عنوان توانایی دولت جهت اجرای خط‌مشی‌های عمومی و ارایه مزایا و خدمات عمومی به خانوارها و بنگاه‌ها تعریف نموده‌اند.
  • مک آدام (2001) ظرفیت دولت را به عنوان درجه کنترل دولت بر فعالیت‌های و منابع سازمان‌های دولتی در داخل مرزهای حاکمیتی عنوان کرده‌اند.
  • دینسکو (2017) ظرفیت دولت را به عنوان توانایی دولت جهت اجرای خط مشی‌های اقتصادی، مالی و غیره در نظر گرفته است.
  • مور (2007) ظرفیت دولت را به عنوان توانمند دولت در شناسایی و پاسخگویی نیازها و خواسته‌های شهروندان تعریف کرده است.
  • یوهانسون و کویاما (2017) ظرفیت دولت را به عنوان توانمند دولت در جمع آوری مالیات، اجرای قانون، ایجاد نظم و ارایه کالاهای عمومی تعریف نموده‌اند.
  • فیرون و لایتین (2003) ظرفیت دولت دولت را به عنوان توانمندی‌های نیروهای انتظامی و ارتش و دسترسی نهادهای حکومتی به نقاط روستایی توصیف کرده‌اند.
  • سیکینک (1991) ظرفیت دولت را به عنوان توانمندی نهادهای دولت جهت تحقق اهداف مقرر عنوان کرده است..
  • برچ، پراکا و تیلور (2013) ظرفیت دولت را در قالب بوروکراسی حرفه‌ای جهت اجرای خط‌مشی‌ها بیان نموده‌اند.
  • رویشمیر و اوانس (1985) ظرفیت دولت را به عنوان اثربخشی مداخله‌های دولتی بیان نموده که در راستای تحقق این هدف ظرفیت بوروکراتیک و هماهنگی و انسجام میان سازمان‌های دولتی مورد نیاز می‌باشد.
  • فوکویاما (2004) ظرفیت دولت را به عنوان توانایی دولت در تهیه برنامه‌ها و اجرای خط‌مشی‌ها و قوانین به صورتی واضح و شفاف توصیف کرده است.
  • بزلی و پرسون (2007) بالا بودن ظرفیت دولت را به عنوان توانایی در حفاظت از حقوق مالکیت و ضمانت اجرای قراردادها تعریف کرده‌اند.
  • کردناس (2010) ظرفیت دولت را به عنوان توانایی دولت در ایجاد درآمدهای مالیاتی عنوان نموده است.
  • و نهایتاً ناتسن (2012) ظرفیت دولت را به عنوان توانایی اجرای موفقیت آمیز خط‌مشی‌های عمومی از طریق یک بوروکراسی کارآمد و قانون محور توصیف کرده است.

بنابراین مبتنی بر تعاریف فوق و مضامین ارایه گردیده در تعاریف مذکور ظرفیت دولت عبارت است از “توانایی نهادی دولت جهت ایجاد و جمع آوری درآمدهای مالیاتی از طریق یک بوروکراسی حرفه‌ای و ساختار اداره و رویه‌های کارآمد جهت طراحی و عملیاتی‌سازی خط مشی‌ها و اجرای قانون، تحت استفاده مشروع از قدرت نظامی در داخل مرزهای سرزمینی مشخص. بر مبنای این تعریف و همانگونه که قابل مشاهده است اصلی‌ترین ابعاد ظرفیت دولت عبارتند از ظرفیت مالی، اداری و بوروکراتیک، نظامی، قانونی و زیرساختی بوده که در یادداشت‌های آتی توضیح داده خواهند شد.

شهریار محمودزاده – دانشجو دکتری خط مشی گذاری عمومی