تله های سازمانی و تله های مدیریتی

تله های سازمانی و تله های مدیریتی

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

برخی مواقع هست که ما در سازمانهامون اسیر تله ها و خطاهایی می شیم که دیگران برامون ترسیم کردن، که تصور درستی از یک مسیر غلط داشته باشیم و اینطور تصور کنیم که اونچه می بینیم و انجام می دیم درسته.

ولی در واقع در مسیری قدم گذاشتیم که خواسته رقیب و یا دشمن ماست.

البته دشمنی در دنیای جدید مفهومش عوض شده و دوست و دشمن بر اساس بازی با منافع تعریف می شه.

یا ما می‌تونیم منافع مشترک تعریف کنیم یا اینکه دنیا منتظرمون نمی‌مونه و منافع خودشو از منابع ما استخراج می کنه.

دنیای جدید، دنیای تقابل فیزیکی نیست یا حداقل خیلی کمتر شده.

دنیای برندگان بازی خط مشی گذاری و سیاست گذاریه، دنیای روابط دولت ملتهاست.

دنیایی که سناریوهایی تدوین می‌کنی که با کمترین انرژی و بهره وری بیشتر به خواسته خودت برسی.

توی این وادی حالا رقبای سازمانی یا رقبای منطقه ای و جهانی ما ممکنه دنیایی پیش روی ما ترسیم کنن، که  ما رو به سمت منافع خودشون ببرن و هزینه این مسیر رو ما بدیم و ما باشیم که انرژی گذاشتیم و بدلیل ضعف در خرد و تسلط به دانش مربوطه و عدم وجود بینش عمیق و شایسته سالاری، بازنده تصمیم گیری های حساس باشیم.

حالا همین خطاهای ادراکی ما از محیط سازمانی پیرامونمون شاید بیشتر براتون قابل درک شده باشه.

خیلی از مواقع در تصمیمات سازمانی و حتی تصمیمات بزرگترمون، اسیر مشاوره های غلط ( خواسته یا ناخواسته) تحلیل گرانِ همین داستان می‌شیم.

شاید جدای از اینکه چشمها رو باید شست تا جور دیگه دید، باید دیتاهای مغزیمون هم بشوریم و خالی کنیم و اطلاعات زائدی که مفیدجلوه میکنن رو بریزیم دور و‌ خودمونو برای زندگی جدید در دنیای جدید آماده کنیم.

حرف آخر اینکه، اون چیزی که می‌بینیم و برداشت می‌کنیم ممکنه الزاما درست نباشه و نباید اسیر مطلق گرایی اندیشه شد و اندیشه ما در گرو حجم دانشی هست که کسب می‌کنیم تا ما رو به خرد برسونه ودر مسیر توسعه قرار بگیریم.

Organizational and Managerial Traps 

In today’s dynamic and complex world, organizations and their managers often fall into traps and strategic errors—not due to individual ignorance, but as a result of calculated manipulations designed by external rivals or interest-driven actors. What might appear as a rational, well-informed path may in fact be a route carefully crafted by competitors to serve their own agendas

In contemporary management and global relations, the notion of an “enemy” has evolved. The world is now shaped by interest-based alliances and strategic interactions. If we fail to define and protect our shared interests, the global system will not pause for us; it will extract value from our resources without hesitation

This is no longer a world of physical confrontation—it is, above all, a world of policymaking, narrative crafting, and strategic governance. Those who succeed are not necessarily the most powerful in traditional terms, but those with superior scenario planning, efficient decision-making, and mastery over knowledge systems

In such an environment, organizational actors who lack strategic insight, robust decision frameworks, and merit-based leadership structures are prone to serve the interests of others—often unknowingly and at great cost

Too often, organizational decisions—especially at higher levels—are shaped by flawed analyses or misguided consultations. This highlights the need for a thorough reassessment of how we perceive our environment, how we curate and process data, and how we structure our organizational knowledge

Ultimately, perception does not always reflect reality. To avoid intellectual absolutism and to embrace thoughtful development, we must root our managerial thinking in accurate data, strategic insight, and a commitment to continuous learning and intellectual humility

احمد شجاعیان

دکترای مدیریت دولتی